A Space Odyssey

A Space Odyssey

An imposing black structure provides a connection between the past and the future in this enigmatic adaptation of a short story by revered sci-fi author Arthur C. Clarke. When Dr. Dave Bowman (Keir Dullea) and other astronauts are sent on a mysterious mission, their ship's computer system, HAL, begins to display increasingly strange behavior, leading up to a tense showdown between man and machine that results in a mind-bending trek through space and time.
 
Initial release: April 2, 1968 (DC)
Box office: $138–190 million
 

: ادیسه فضایی[۲][۳][۴] (به انگلیسی: 2001: A Space Odyssey) که در فارسی با نام راز کیهان[۵][۶] نیز شناخته می‌شود، فیلمی آمریکایی-بریتانیایی در سبک علمی تخیلی به سال ۱۹۶۸ به کارگردانی و تهیه‌کنندگی استنلی کوبریک است. فیلمنامه این فیلم توسط کوبریک و آرتور سی کلارک و تا حدودی متأثر از داستان کوتاه کلارک با نام «نگهبان» (به انگلیسی: The Sentinel) نوشته شده‌است. کلارک همزمان یک رمان با عنوان همین فیلم را نیز نوشت که پس از پخش شدن فیلم آن را پخش کرد. داستان این فیلم در رابطه با چند رویاروی میان بشر و یک مونولیت سیاه اسرارآمیز است که ظاهراً در تکامل انسان اثرگذار بوده و در سفر به سیاره مشتری، از سوی یکی از آن مونولیت‌ها سیگنالی نیز فرستاده می‌شود. از این فیلم مکرراً به عنوان یک اثر حماسی نام برده می‌شود.[۷][۸] این فیلم در چهار پرده مجزا ساخته شده که در پرده نخست دنیل ریچر نقش «ماه‌نگر» را ایفا می‌کند و ویلیام سیلوستر نقش دکتر هی‌وود آر. فلوید را در پرده دوم ایفا می‌کند. کیر دوله (در نقش دکتر دیوید بومن) و گری لاک‌وود (در نقش دکتر فرانک پول) ستاره‌های پرده سوم فیلم هستند که به عنوان فضانورد سوار بر در سفینهٔ دیسکاوری ۱ هستند و به سیاره مشتری سفر می‌کنند. در پرده سوم از صدای داگلاس رین نیز به عنوان رایانه علمی هال ۹۰۰۰ که تقریباً کنترل تمام سفینه را در اختیار دارد استفاده شده‌است. چهارمین و آخرین پردهٔ فیلم مربوط به سفر دیوید بومن به آنسوی بی‌نهایت را دربرمی‌گیرد. این فیلم توسط شرکت مترو گلدوین مایر آمریکا تهیه و توزیع شده و عمدتاً مراحل ساخت آن در انگلستان انجام شده‌است و از ویژگی‌های استودیویی بریتیش ام‌جی‌ام (تابع شرکت ام‌جی‌ام) استفاده شده که از جمله آخرین فیلم‌هایی بوده که در آن استودیو پیش از بسته‌شدنش در سال ۱۹۷۰ استفاده شده بود.[۹]

این فیلم با همکاری شرکتی که متعلق به استنلی کوبریک بود «استنلی کوبریک پروداکشن» نیز تهیه شده‌است. کوبریک که فیلمبرداری دو فیلم قبل خود را نیز در انگلستان انجام داده بود تصمیم گرفت که برای ساخت فیلم اودیسه فضایی در آنجا مستقر شود. اگرچه این فیلم یک ماه پیش از انتشارش در ایالات متحده آمریکا، در بریتانیا پخش شده، اما دانشنامه بریتانیکا این فیلم را یک فیلم آمریکایی می‌داند.[۱۰] منابع دیگر این فیلم را یک محصول آمریکایی، انگلیسی یا مشترکاً ساخته‌شده توسط هر دو کشور می‌دانند.[۱۱] از نظر موضوعی این فیلم با موضوعاتی از قبیل تکامل بشر، تکنولوژی، هوش مصنوعی و زندگی بیرون از زمین سر و کار دارد. همچنین فیلم از لحاظ دقت علمی، جلوه‌های ویژهٔ پیشرو، تصویرسازی مبهم، استفاده از صدا به جای روش‌های روایت سنتی و همچنین دیالوگ‌های مینیمالی قابل ذکر است. موسیقی فیلم حاصل پیوندی است که کوبریک میان حرکت چرخان ماهواره و رقصنده‌های والتز ایجاد کرده‌است که در نهایت منجر به استفاده از قطعه دانوب آبی از یوهان اشتراوس دوم[۱۲] و یک پوئم سمفونیک از ریشارد اشتراوس با نام چنین گفت زرتشت که برای تصویرسازی مفهوم فلسفهٔ ابرانسان در کتاب چنین گفت زرتشت نیچه استفاده شده‌است.[۱۳][۱۴]

با وجود اینکه این فیلم در ابتدا واکنش‌ها و نقدهای مختلفی را از سوی تماشاگران و منتقدان دریافت کرد اما آهسته آهسته هواداران خود را بدست آورد و به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌ها تبدیل شد. چند سال پس از پخش اول فیلم، این فیلم ناگهان به عنوان پرفروش‌ترین عرضه تصویری از ۱۹۶۸ به بعد در آمریکای شمالی تبدیل شد. امروزه این فیلم به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلم‌ها در دنیا است و از سوی منتقدین، تماشاگران و فیلمسازان به عنوان یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فیلم‌ها در طی زمان یاد می‌شود. در سال ۲۰۰۲ و از سوی مجله فیلم سایت اند ساوند، این فیلم از سوی منتقدین در جایگاه ششم ده فیلم برتر، پس از فیلم داستان توکیو قرار گرفت[۱۵] که در سال ۲۰۱۲ نیز این جایگاه را حفظ کرد و همچنین از نظرسنجی که توسط کارگردانان در این مجله انجام گرفت به عنوان دومین فیلم برتری که در طی زمان ساخته شده انتخاب شد.[۱۶] این فیلم نامز چهار جایزه اسکار شد که جایزه بهترین جلوه‌های بصری را بدست آورد.

دنباله این فیلم با نام ۲۰۱۰ به کارگردانی پیتر هایمز در سال ۱۹۸۴ منتشر شد.

نام فیلم

واژه یونانی اُدیسه (به یونانی: Ὀδύσσεια) امروزه در متون ادبی زبان انگلیسی به معنای «سفری بلند و پر از تجربه» به‌کار می‌رود. اصلیت این واژه به ادیسه اثر هومر بازمی‌گردد (ادیسه به معنای سفر odyssey و ادیسه هومر Odyssey نوشته می‌شوند).[۱۷]

این فیلم روایت یک سفر فضایی است، اما این سفر بیشتر جنبه استعاره‌ای دارد.[۱۸] نام ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی، به خودیِ خود پرده از محتوای اسطوره‌ای درونش برمی‌دارد و نام ادیسه هومر را به یاد می‌آورد. هر دو اثر (ادیسه هومر و ادیسه کوبریک) نمایشی از سفر یک قهرمان و همراهانش به دنیایی ناشناخته هستند، سفرهایی که هر یک به مقتضای فناوری زمان خود انجام می‌شوند. هر دو در بازگشت به خانهٔ پروتاگونیستی به اوج می‌رسند که تنها بازماندهٔ سفر ماجراجویانه خود هستند.[۱۹]

داستان

داستانی در چهار پرده: داستان ۲۰۰۱ در ۴ پرده روایت می‌شود. روایت اول به نخستین روزهای حضور انسان‌نماها بر سیاره ما بر می‌گردد. در داستانی طولانی و بدون دیالوگ، فیلم به نمایش نماهایی از زندگی نخستین راست‌قامتان روی زمین می‌پردازد. در بین زندگی روزمره آن‌ها ناگهان تخته‌سنگی سیاهرنگ در محل زندگی آن‌ها ظاهر می‌شود که به نظر می‌رسد بر روند تکامل و رشد این موجودات نقش بازی می‌کند. جزییات بیش‌تر از تأثیر این تخته سنگ بیگانه در روند رشد این نخستی‌ها در کتاب آمده‌است. تحت تأثیر آموزه‌ها و تأثیرات این تخته‌سنگ موجودات اولیه شروع به همکاری با یکدیگر برای تصاحب منابع موجود (چشمه آب) می‌کنند و موفق به استفاده از ابزارهای اولیه می‌شوند. استخوانی که نقش سلاحی اولیه‌ای را بازی می‌کند در نمایی خیره‌کننده از فیلم وقتی از سوی یکی از نخستی‌ها به هوا پرتاب می‌شود پیچ‌وتاب می‌خورد و بیننده را با خود به جهشی عظیم و چند میلیون ساله در تاریخ می‌برد و در نهایت ساختاری شبیه آن استخوان در مدار زمین دیده می‌شود که سلاحی مدرن و فضایی است. بدین ترتیب به آغاز قرن ۲۱ می‌رسیم. ایستگاهی مداری به عنوان پایگاهی برای سفر میان زمین و پایگاه‌های موجود روی ماه بنا شده‌است که با چرخش به دور محور خود گرانشی مصنوعی را تولید می‌کند. دانشمندی از طریق این ایستگاه به ماه می‌رود تا در پایگاهی تحقیقاتی به بررسی کشف تازه‌ای بپردازد. کاوشگرهای ماه منطقه‌ای دربردارنده ناهنجاری مغناطیسی شدیدی پیدا کرده‌اند. با حفاری اطراف آن، دانشمندان متوجه وجود تخته سنگ سیاهی می‌شوند که گویی چند میلیون سال پیش زیر خاک ماه دفن شده‌است. این سنگ زمانی که اولین بار نور خورشید را بر خود می‌بیند، موجی الکترومغناطیسی به سوی مشتری می‌فرستد. بخش سوم فیلم ماجرای مأموریتی به سوی مشتری است. خدمه این مأموریت غیر از دو نفر در خواب مغناطیسی قرار دارند و غیر از رایانه اصلی این مجموعه هیچ‌کس از هدف اصلی مأموریت خبر ندارد. کامپیوتر اصلی به نام HAL-9000 مدیر اصلی و چشم و گوش سفینه است؛ اما در جریان این سفر به دلایلی – که به ویژه در کتاب و بخشی از آن در کتاب‌های بعدی کلارک دربارهٔ این داستان مشخص می‌شود – شروع به طغیان می‌کند و تصمیم به از بین بردن خدمه سفینه می‌برد و در نهایت یکی از فضانوردان به نام دیوید بومن می‌تواند او را از کار بیندازد و با هدف اصلی مأموریت آشنا می‌شود. بدین ترتیب بخش آخر فیلم که به سفر شگفت‌انگیز و افسون‌کننده بومن و گذر او از دروازه ستاره‌ای است آغاز می‌شود؛ سفری که در آن بومن تجربه‌ای شگفت را پشت سر می‌گذارد و همچون جنینی در کنار سیاره ما گویی دوباره قصد تولد دارد. سفر پرماجرای بومن چون سفر اسطوره‌ای اودیسه سفری برای بازگشت است، اما آنکه برمی‌گردد با آنکه سفر را آغاز کرده‌است تفاوت‌های بنیادینی خواهد داشت.

بازیگران

لینک های دانلود